| امروز داشتم به این فکر میکردم که قیمت من چقدره و همین طور ادمهایی که میشناسم.با خودم گفتم الان چقدر از خدا بخوام و بهم بده بسمه و اگه بیشتر از اونی که الان میخوام بهم بده حاضرم بقیه رو بدم به کسایی که احتیاج دارن؟چقدر سر قولم میمونم؟بعدش نمیگم خب پس اینده بچه هامو نوه هامو .....چی میشه؟باید به فکر اونام باشم.اخه ادم حسابی مگه اونا خودشون چلاقن که تو میخوای جورشونو بکشی؟اخه تا چند تا نسلتو میخوای ساپورت کنی و به چه قیمتی؟اصلا از کجا معلوم که همون اولیه همه رو به باد نده و سر تو و نسلای بعدیت بیکلاه بمونه!
خیلی ها رو میشناسم که خدا خیلی بیشتر از اونی که توقع داشتن بهشون داده اما هنوز حرصشون تموم نشده و یه جورایی میگن خب تا اینجاش که حقمون بوده....
خوابه خونه دار شدن رو هم نمیدیدن اما تو فکر عوض کردن خونه سومی هستن عوض کردن ماشین و .....
این جور ادمها همیشه توی یه قرض کاذب هستن و هیچوقت از تلاششون لذت نمیبرن و همیشه هم ناراضی هستن.....
خب فلانی اوضاع چطوره؟ای بابا چی بگم وضعم خرابه....
مگه چی شده؟هیچی یه خونه بزرگتر خریدم کلی قرض و قوله کردم الان هیچی ندارم بخورم....
اخی طفلک حالا چرا خونه رو عوض کردی؟جا نداشتیم اگه چند تا بچه دیگه بهمون اضافه بشه جا نداریم.تازه باید فکر نوه و نتیجه هامم باشم.....
راستی قیمت من و شما واسه داشتن ارامش چقدره؟
و چقدر بهمون بده به فکر کمک کردن به دیگران میوفتیم؟
من که به نتیجه نرسیدم....
اگه دنیا رو هم بهم بدن به فکر گرفتن ماه میوفتم.....
خدایا یه قیمت مقطوع بهمون بده که زیرش نزنیم....
نوشته شده توسط حسن در شنبه یازدهم خرداد 1387 ساعت 14:2 | لینک ثابت |
|