|

نصیحت اول:
به حساب خود برسید قبل از انکه به حسابتان برسند.....
بالاخره ما یه شام با مهدی و ریحان توی هتل اسپادانا خوردیم اما اینکه کی حساب کرد به دلایله امنیتی و احتماله هجومه دوستانی که فقط شکلات و قهوه خوردن فعلا بماند اما همینقدر بدونین که شامی داده شد و شامی خورده شد....
نصیحت دوم:
اگه کسی شما رو به روستای طار دعوت کرد حتما اجابت کنین اگه هم دعوت نشدین یه جوری خودتونو قالب کنین وگرنه پشیمون میشین....
روستای طار در حاشیه کوهه کرکس و حدوده 90 کیلومتری اصفهان قرار داره با اب و هوای عالی،چشمه و باغهای سرسبزی که انواع و اقسام میوه ها از جمله گردو البالو و گیلاس و بادام و هلو و الو و خلاصه هر چی که بخواین رو توی خودش جا داده.
از خصوصیات این روستا اینه که زمین و خونه اونجا خرید و فروش نمیشه و مردم اونجا تعصب خاصی دارن به خاطر همین از هجومه اصفهانی ها در امان مونده.اکثر فرزنداشون هم ساکن تهران هستن و معمولا غریبه ها رو هم راه نمیدن و یه جورایی کنترل میشه واسه همین از یه امنیت و ارامش خاصی برخورداره.
خب ما هم بواسطه علی و سمانه زوج مهربون و دوست داشتنی و مهمون نواز پامون به اونجا باز شد.علی اقا اونجا خونه و باغ ابا و اجدادی دارن و هر از گاهی که از تهران به طار مشرف میشوند مایه مسرت دوستان را فراهم می اوررند....
محسن و علی و گلناز و سمانه از تهران و مهدی و ریحان و من که به دلیله نداشتن مرکب مناسب با تاخیر به طار مشرف شدیم.
جاتون خالی ناهار جوجه کباب رو که زدیم به فکر خوردنه چای افتادیم اما چون کتری نداشتیم به پیشنهاد محسن تصمیم گرفتیم اب رو توی نایلونه فریزری جوش بیاریم که روش جوش اوردنشو من دادم اما گلناز به اسمه خودش تمومش کرد و من هم مدرکی برای اثبات نداشتم .احتمالا عکساشو توی فوتو بلاگه مهدی و ریحان خواهید دید.روش کار هم به این صورته که مقداری اب توی نایلون میریزین بعد یه چوب به صورت دوختنی ازش رد میکنین و اونو توی فاصله 3 یا 4 سانتیمتری اتیش اویزون میکنین بعد حدود 45 دقیقه اب جوش میاد.البته محسن میخواست تمامه 45 دقیقه نایلون رو روی اتیش نگه داره که منو گلناز با نبوغمون به دادش رسیدیم...
نصیحت سوم:
وقتی یه اتیش بیکار دیدین حتما چند تا سیب زمینی بندازین داخلش بازم پشیمون نمیشین...
به دلیله تنوع در پخته شدن سیب زمینی ها قرعه کشی کردیم که کی اول سیب زمینی های پخته رو بخوره که من به طور اتفاقی و ناخوداگاه و تاکید میکنم کاملا غیر عمدی جر زنی کردم که همینجا از گلناز عذرخواهی میکنم....
نصیحت چهارم:
وقتی میخواین برین و از یه ابشار دیدن کنین و توی مسیرتون کلی مناظر دیدنی و جویباره حتما سر عکاسای حرفه ای که همراهتونه رو گرم کنین وگرنه مجبور میشین فاصله 500 متری رو توی 2 ساعت طی کنین و شومصد تا عکس بندازین....
نصیحت پنجم:
توی این جور سفرها دنباله ادم و فکر و استعداد نگردین چون پیدا نمیکنین.باور ندارین از محسن بپرسین....
نصیحت ششم:
بهترین جشن تولد وقتیه که غیر منتظره باشه و خلوصه طرفه مقابل و عشقولانه بودنش با سادگی مراسم کاملا توش حس بشه نه با زرق و برقای کیک و شیرینی و...
از طرف مهدی واسه ریحان یه جشن تولد گرفتیم که با نبوغه اطرافیان به یکی از زیباترین و خوشترین جشن تولدا بدل شد.از جمله شگفتیهای این مراسم حفظ سنتها بود که ما انواع و اقسامه رقص های محلی اذری و سوئدی را دیدیم...
تولدت مبارک ریحان خانم...
به دلایله سیاسی از پرداختن به جزئیات این جشن تولد معذوریم....
نصیحت هفتم:
هیچوقت دنباله هشتمین یار ان هفت نفر نگردین چون پیداش نمیکنین...
مهدی و گلناز هی گیر میدادن که احساس میکنن یه نفر جا مونده و کمبودش رو احساس میکردن.البته میخواستیم کار را به احضار اجنه بکشانیم که به دلیله اماده نبودنه بعضی ها از خیرش گذشتیم.جالبتر از همه تقسیماتی بود که انجام میشد همه به هشت قسمت تقسیم میشد از جمله هندونه ای که ریحان تقسیم کرد و کاملا عادلانه بود.خلاصه این حس روز اخر موقع تمیز کردنه خونه با کشتنه یه عقرب به پایان رسید... .
نصیحت هشتم:
سالاده ماکارونی که سمانه و علی درست کردن بی نظیر بود و هنوز مزه ش زیر دندونمه....
پی نوشت:عکسا رو بعدا میتونین اینجا ببینین.ضمنا دوربین عکاسی کاملا خارجکی بود ...
نوشته شده توسط حسن در یکشنبه سی ام تیر 1387 ساعت 21:15 | لینک ثابت |
|